شما او را ندیده اید؟؟
کودکی ام در راهرو پرپیچ و خم زمان گم شده است! شما او را ندیده اید؟!
کودکی ام به رنگ سبز روشن است. پر از شور و هیجان، عشق به زندگی و کمی خجالت و کم رویی
برای مواقع لازم. دیشب که کودکی ام را برای گردش بیرون آورده بودم، یکباره دستم را ول کرد و وارد راهرو
زمان شد. شما او را ندیده اید؟
او چشمهای قهوه ای و درشتی دارد که در آنها شیطنت و بازیگوشی، گاهی هم خجالت و پشیمانی موج
میزند، و موهای صاف و مشکی که در آنها یک آدامس بادبادکی چسبیده است!! آخر او هیچوقت
آدامسهایش را دور نمی اندازد!
شما او را ندیده اید؟ حتما جایی در گوشه و کنار یکی از پیچهای زمان نشسته است.....نکند توی یکی از
حفره های فراموشی بیفتد! شما او را ندیده اید؟
اگر او را دیدید لطفا خیلی آرام به طرفش بروید و دستتان را به دستش بدهید. آخر کودکی ام خیلی
خیلی معصوم است و دستش را به هر کسی میدهد! آن وقت او را پیش من بیاورید تا درون ذهنم
زندانی اش کنم و کلید زندان را هم به دریا بیندازم تا هیچوقت نتواند از آنجا بیرون بیاید.....
اما نه! کودکی ام مثل گل آفتابگردان از تاریکی میترسد........شما او را ندیده اید؟؟![]()

پ.ن: احتمالا این آخرین آپم باشه تا دو ماه دیگه
باید برم سراغ درس و مشخام
منو فراموش نکنیدهاااااااااااا![]()
دووووستون دارم![]()




